ضحاک ماردوش
مظلوم خانه ایست به نام وطن ، وطن !
شد تکه تکه دست و سر و پا و تن ، وطن
زخم عمیق سامی و اسکندر و مغول
ماندست بر تن تو چنان پیرهن ، وطن
اما به یادگار نشان از هزاره ها
دارد ز خون عاشق هر مرد و زن ، وطن
بی جان نشسته است که تیغی دگر زنند
هَل من مبارز دگری دم مزن وطن
یا رب روا مدار که اسکندری دگر
آتش زند به هیمنه ی جانِ من ! وطن
از دست این زمانه ی ضحاک ماردوش
چیزی نمانده است بپوشد کفن ، وطن!
#مصطفی_پایمرد
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۸ ساعت 16:43 توسط مصطفی پایمرد
|
در این خاک در این خاک در این مزرعه ی پاک